دلم گرفته

سلام به دوستان عزیز,امیدوارم که حالتون خوب باشه و هیچ وقت هیچ غمی تو زندگی نداشته باشین و اگرم غمی است گذرا باشه بیادو بره چون زندگی بدون غم نمیشه.

قبل از هرچی می خوام از دوستانی که با حضور گرمشون تو وبلاگم و با نظر های زیباشون به من قوت قلب می دن تشکر کنم.

امروز صبح یه کوچلو حالم گرفته بود ,اومدم نت تا به چندتا از وبلاگ های دوستان دیدن کنم و از حضور گرمشون تشکر کنم .تا اینکه خیلی اتفاقی یه بلاک نظرمو به خودش جلب کرد.نمی دونم چه چیزی باعث شد این بلاک و باز کم.وقتی بلاک باز کردم دیدم صاحب بلاک از کسی به نام حسین حرف می زنه.اولش فکر کردم از آقام امام حسین (ع)می گه

ولی وقتی بیشتر نوشته هاشوخوندم دیدم .از برادرش که حسین اسمشه داره حرف می زنه.نمی دونید وقتی نوشته هاشو می خوندم چه حالی داشتم وقتی به خودم اومدم دیدم مثل بارون دارم اشک می ریزم .دستام داشت می لرزید.یه چیزای رو داشت به یادم می آورد که اصلا دوست نداشتم تو خوابم واسه یه لحظه ببینم.می دونید چرا ؟آخه صاحب بلاکم غمش مثل غم من بود غمی بزرگ و سنگین.برادرش حسین رو از دست داده بود.از پیشش رفته بود تنهاش گذاشته بود.نمی دونید وقتی آپای قبلیشو دیدم که به خدا التماس کرده بود واز مردم که واسه داداشش دعا کنن.به خدا گفته بود که داداششو شفا بده چه حالی بهم دست داشت. اون قدر واسم سنگین بود که نمی خواستم تو این دنیا باشم.

یاد اون روزای افتادم که منم واسه شفای داداشم چقدر دعا کردم خدارو قسم دادم امامارو....که جوادمو بهم برگردون.

یه خورده از خدا گله کرده بود که چرا دعاشو مستجاب نکرده.نمی دونم شاید اینا کفر باشه ولی آدم وقتی غم به این بزرگی رو داره دست خودش نیست.

به خودم گفتم کاش به بلاک نرفته بودم و این مطالبو نخونده بودم.نمی دونم شاید اینم خدا خواسته که برمو بیبینم .که به جز من کسای دیگه هم هستن که غم به این بزرگی دارن و تحمل می کنن.و هیچ کاری نمیشه کرد.

اولا وقتی یکی یه عزیزو از دست می داد نمی تونستم حالشو درک کنم .بهش دلداری بدم .ولی حالا حال اون دوست عزیزو می دونم چه حالی داره و چه می کشه. این جور حالو نمی شه توصیف کرد.ما آداما معمولا همه چی و تو صیف می کنیم اگه شاد باشیم می گیم داریم پرواز میکنم .دارم می خندم .داد می زنم دنیارو خبر می کنم و خیلی چیزای دیگه .ولی اگه همچین حالی داشته باشی فقط می تونی بگی می سوزم ولی بازم این سوزش یه زره از دردی که تو داری هم نمی گه خیلی بالا تر از سوختن خیلییییییییییی.

دوستان گلم بیایین واسه این دوست عزیز و تمام خانواده های داغ دیده دعا کنیم که خدا بهشون صبر بده.

خدایا به حق دل داغ دیده ی زهرا(س) قسمت می دم که هیچ خانواده ای و داغ دیده نکنی .مخصوصا داغ جوون چون خیلی سخته .واگرم داغی دادی بهشون صبر بده که می دونم میدی. ما شرمندتیم خدا جون چون هر چی که بهمون بدی بازم کمه.خدایا واسه همه چی شکرت.

آمین

فرا رسیدن تاسوعا و عاشورای حسینی رو به تمامی مسلمانان ایران و جهان تسلیت عرض میکنیم  

طفلی در بیابان مانده زارو تنها

می گریید ز هر دم از فراق بابا

این کودک یتیم است او دارد نوایی

می گوید به گریه بابا جان کجایی

مردم زین جدایی, مردم زین جدایی

این طفل حسین هست از دل ناله دارد

اندر این بیابان بر گل لانه دارد

عمه گفته:برمن بابایت سفر رفت

من گفتم:چرا او بی من بی خبر رفت؟

راست گشته خونین لب های تو خاکی

مانده در بیابان جسم چاک چاکی

طفلی در بیابان مانده زارو تنها

می گریید ز هر دم از فراق بابا

می گوید به گریه بابا جان کجایی

مردم زین جدایی, مردم زین جدایی