کربلای خیس
امشب سکوت می وزد از کوچه های خیس
گویی فرشته آمده از نینوای خیس
با یک سبد نفس پر آلاله آمدیم
ما کاروان باد شبی در هوای خیس
گفتیم پیش چشم دعا لاله می شویم
شرمنده گشت لاله ما از دعا خیس
این بار پیش اشک نشستیم وتر شدیم
هم چون ستاره در شب بی انتهای خیس
دیشب چرا افق سر سجاده جان سپرد ؟
آری کویر جان سپرد پای خیس
ای دل پیاده می روی امشب به سوی نور
گاهی پیاده می برمت کربلای خیس

آشنای حسین
ستاره می رود امشب به کربلای حسین
وسجده می زند آدم به خاک پای حسین
تمام ثانیه ها عطر یاس می ریزد
میان شبنم واحساس نینوای حسین
به باغ سبز شکفتن ترانه می خواند
گلی که چشمه ی نور است وآشنای حسین
سراب خاطر اندیشه در نسیم سحر
چو ابر می شود امشب فدای نای حسین
بهار نغمه ی باران ! تو ای
همیشه حضوربیا که در شب هجران منم گدای حسین

صدای خروشان علقمه و نینوای یا حسین از خرابه ای به گوش میرسید صدای احساس کودکی خردسال قلبم را شکافت نگاه عاشقی کربلایی شعله ی دلم را آشوب کرد آری باد می وزید و نوای یا حسین یا حسین اشک هایم را می وزاند و آری اشکهایم همچنان جاری بود چه زیبا بود آن هنگامه ای که قلبم را سرخ رنگ آمیختم و آری زیباتر بود که دست هایم را بر سینه هایم می فشردم تا نوای زرفتر دیا حسین ر دلم جای گیرد

یا حسین
خاک پایت سجده گاهم یا حسین
شرم سارم . رو سیاهم یا حسین
آسمان هفتاد خرمن گریه کرد
آتشی شد در نگا هم یا حسین
بوی پاییز غریبی می دهد
اشک های غرق چاه هم یا حسین
فصل های سبز بارانی گذشت
کودکی بی سرپناهم یا حسین
جاده ها در پیچ شب گم گشته اند
خفته در طو فان راهم یا حسین
امشب از آینه می پر سم تو را
من که سر شار از گنا هم یا حسین